X
تبلیغات
Aliza علیزا - اس ام اس بد خلاف +18

Aliza علیزا

*****welcome to Your blog*****

اس ام اس بد خلاف +18

رشتيه وسط روز ميره خونه از پشت شيشه ميبنه يه نفر رو زنش سخت مشغوله. زنه هم هي ميگفته: بازم بـ...ن! بازم بـ...ن! يارو هم ميگه بابا ديگه چقدر بكنم؟! تا ...ايه هام رفته تو! زنه ميگه اون قاشق رو بردار تخماتم بكن تو. يارو قاشق ور ميداره كه يهو رشتيه ميپره تو داد ميزنه: اَه اَه! خانم من نامردم اگه ديگه با اون قاشق غذا بخورم!!

رشتيه شب عروسيش بوده، بهش غذا نميرسه. خيلي شاكي ميشه و تا آخر همينجور اخماش تو هم بوده. آخر شب ميشه بهش ميگن: بيا بروتو حجله، عروس خانم منتظره. رشتيه با همون اوقات تلخ ميگه: هر پدرسگي كه كبابشو خورده ، بياد ......سشم بكنه!!!

رشتي با عصبانيت مي ره خونهبه زنش مي گه:تمام پرده هاي خونه رو بکن زنش همه پردهها رو مي کنه .. رشتي مي گه: بشين حالا دو کلام بي پرده با هم حرف بزنيم !!!

يك رشتي بعد از چند سال بچه دار ميشه بالاي خونش مي نويسه با تشكر از اهالي محل ...

يه رشتي به دوستش مي گه : جات خالي..رفتم خونه ديدم زنم زير پتوست پتو رو کشيدم .اون هم پتو رو کشيد هي من کشيدم ...هي اون کشيد اونقدر کشيديم تا پتو جر خورد !!!!! جات خالي بود.اونقدر سه نفري خنديديم ...

رشتيه مست مست ميره خونه, كليد رو از جيبش در مياره و ميگه اين كليد بنده, در رو باز ميكنه و ميگه اين حياط خانه بنده, ميره توي اتاق خواب و ميگه اين اتاق خواب بنده, مي بينه زنش خوابيده, ميگه: اين زن بنده, مي بينه مردي پيش زنش خوابيده, ميگه اينهم خود بنده


تو رشت اوّل فروردين ساعت هشت ادره هواشنسي اينجوري اعلام وزي هوارو ميکنه. البتّه با لهجه رشتي :ساعت هشت است اينجا رشت است و امّا اعلام وضع هوا : شيش ماهه اوّل که باراني. وه امّا شيش ماهه بعد چه باراني چه باراني 

رشتيه ميره خونه ميبينه يكي روي زنشه، برق رو قطع مي‌كنه ميگه: جواب ابلهان خاموشي است

 از رشتيه ميپرسن چرا 2 تا زن گرفتي..؟؟!!ميگه: يوهو ديدي مهمون اومد

رشتي را پاس بداريم ---- چنگال : قاشق تابستوني، كفش : نفربر، كشتي : تش خيس، آينه : من درش پيدا، شيشه : اونورش پيدا، حمام : پاكستان، دگمه : بستني، دمپايي : منبر، چنگال : يكي بود يكي نبود، سيم خاردار : ديوار تابستوني، بچه گربه : نيمكت، پاي گربه : پاكت،  جاي گربه:جاکت، قايق : كفتر، ماشين : مراكش، تانك : حيدر، تخت خواب : مازندران، تخت خواب : محرم اسرار، پاك كن : مالش بر دانش، ويلن : ميره و مياد خوشم مياد، مگس : پرويز، خرمگس : پرويز تركه، مگس كش : پرويز صياد، مگس سمج : پرويز كاردان، بادمجان : خيار عزادار، گوجه : چراغ خطر ديزي، دماغ : نفس كش، گوش كوب : لهستان

خطبه عقد رشتي ها: "النکاح سنتي بعد کيف امتي!!!"

 

رشتيه مياد خونه، ميبينه زنش لخت رو تخت خوابيده. ميگه: خانم جان، باز تو چرا لختي؟! زنش ميگه: آخه لباس ندارم! رشتيه شاكي ميشه، ميره در كمد رو باز ميكنه، شروع ميكنه شمردنه لباسا: اين يك پيرهن... اين دوتا... اين سه تا...اصغرآقا برو اونور...اين چهار تا... اين پنج تا!!!

رشتيه نفس زنان مياد خونه، به زنش ميگه: خانم جان چه نشستي كه به هركي كه پنج تا بچه داشته باشه، يك پرايد مجاني ميدن! زنش ميگه: مرد مگه زده به سرت؟! ما كه سه تا بچه بيشتر نداريم! رشتيه ميگه: خانم جان، از شما چه پنهون...من دو تا بچه هم از صغرا خانوم، طبقه پاييني دارم! الان ميرم ميارمشون. خلاصه ميره دو تا بچه ها رو مياره، وقتي برميگرده ميبينه دو تا از بچه هاش نيستن. از زنش ميپرسه: خانم جان، ياسر و علي كجا رفتن؟ زنش ميگه: والله تو كه پايين بودي، هوشنگ خان اومد بچه هاشو برد!!!

رشتيه آخره پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي رشتيه، گيلاس عرقشو برميداره، لاجرعه ميره بالا. رشتيه اول يك نگاه غمناك به يارو ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌ شوخي كردم جون حاجي..اصلاً‌ الان يدونه مَشتي‌شو برات ميگيرم، مهمون من! رشتيه در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً‌ امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌ رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه،‌ يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد و گاز داد رفت.. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايه‌ها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم،‌كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي!!!

از زن رشتيه ميپرسن: ‌نظر شما راجهع به شوهرتون چيه؟ ميگه: والله اين شوهر من مثل موبايل ميمونه!‌ ميپرسن: آخه چه ربطي داره؟! زنه ميگه: والله صبح تا شب كه در دسترس نيست، شبم كه آنتن نميده!!! 
رشتيه ميره خونه، ميبينه زنش يه ساعت طلا دستشه،‌ ميگه:‌خانم جان، اينو از كجا اوردي؟! زنه ميگه: يه ساعت دادم يه ساعت گرفتم!!!

رشتيه زنش حشري نميشده . ميره پيش دكتر، ميگه: آقاي دكتر! يه چيزي بدين كه اين زن ما حشري بشه. دكتره يه دارو بهش ميده ميگه: ازين قطره بريز تو غذاي زنت، ولي يوقت خودت نخوري ها! رشتيه ميره خونه، يكم از دوا ميريزه تو غذاي زنش، بعد با خودش ميگه: اين دكترا همش ...س شعر ميگن! بگذار خودم هم يكم بخورم امشب خوب حال كنيم! خلاصه خودشم بقيش رو ميره بالا. شب خوابيده بودند بغل هم، زنش ميگه: عزيزم! ميگه: جانم؟! زنه ميگه: من ....ير ميخوام! رشتيه ميگه: آي گفتي!!!!

يه روز يه آدمه به يه خانوم سر كوچه متلك ميندازه بعد خانومه شاكي ميشه مياد خونه به شوهرش ميگه آخه غيرتت كجا رفته مرد همين الان يه آقا سر كوچه به من فحش داد شوهرش كه رشتي بوده زنجيرشو برميداره ميره سر كوچه به يارو ميگه يا همين الان ميري خانوم مارو ماچ ميكني از دلش در مياري يا هرچي ديدي از چشم خودت ديدي

رشتيه تو تظاهرات شعار ميدادن: اين تن شهادت خواي، زناشون هم ميگفتن: پس ما ها رو كي گاي!!!

 به يه رشتيه ميگن: خانمت با پنج تا مرد سبيل كلفت سوار يه پيكان بودن داشتن تو يه سر بالايي ميرفتن. رشتيه ميگه: بابا ايوالله! اين پيكاناي سري جديد عجب موتوري دارند!!!

 

رشتيه مي رو اون دنيا بهش ميگن اين ساعت ها رو مي بيني  هر زني کار بد کنه يک دور عقربه اش مي چرخه!!!  رشتيه ميگه ساعت زن من کدومه؟ ميگن اونو گذاشتيم بالا جاي پنکه!!!!

رشتيه ۲۲ سال زنش رو با خيار مي...رده!!زنش بلاخره  يه شب ميفهمه!!ميگه مرد تو خيلي مادر جنده اي!!  ...رشتيه ميگه جنده تويي که با خيار تا حالا ? بار زاييدي!!

امام جمعه رشت اعلام ميکنه هر کس با زنش نزديکي کنه ثواب کربلا ميبره!! رشتيه فردا سر در خونش مينويسه.....هر که دارد هوس کرب بلا بسم ا.... !!!

ميدوني رشتي ها کي گه گيجه ميگيرن؟............ ......... .......... ......روزپدر

رشتيه تازه از سربازي بر ميگرده باباش ميگه پسرم خوش اومدي..بيا برات زن گرفتم اينم بچت

رشتيه يك پول قلنبه مياد دستش، تصميم ميگيره يك كاسبي اساسي راه بندازه. خلاصه ميره سي مليون تومن شورت زنونه ميخره، بار تريلي ميكنه ميبره تهرون، شروع ميكنه فروختن، و بعد يك مدت كارش اساسي ميگيره. بعد از دو سه ماه، زنگ ميزنه به زنش ميگه: خانم جان، پاشو بيا اينجا ببين من با اينهمه شورت چه غوغايي كردم! زنش ميگه: هنر كردي! تو پاشو بيا اينجا ببين من اينجا بدون شورت چه غوغايي كردم!!!

زنه رشتيه هركار ميگرده ارضا نميشده، آخرش ميره سكس‌شاپ، ميگه: ببخشيد من يك ...ير مصنوعي ميخواستم. فروشنده اشاره ميكنه به ويترين پشت سرش ميگه: كدوم يكي رو ميخواين؟ زنه يكم فكر ميكنه، ميگه: اون قرمزه رو. فروشندهه ميگه، ببخشيد خانوم، ما ....ير قرمز نداريم! زنه اشاره ميكنه ميگه: اوناها بابا، اون قرمزه بالا سمت چپ. مرده يك نگاهي ميكنه، ميگه: شرمنده خانوم كپسول آتشنشانيمون فروشي نيست!!!

به يه رشتيه مي گن نظرت درباره خانه عفاف چيه ؟ رشتي : الحمدلله خيلي خوب شد براي خانم بچه هامون هم يه كاره دولتي پيدا شد!!!!!!!!!

رشتيه ميره پيش رفيقش، ميبنه عصبانيه. ميگه چرا ناراحتي؟ چي شده؟ رفيقش ميگه اين زن ما انار خورده دونه هاش رو ريخته رو تخت، همه جارو كثيف كرده. منم شاكي شدم زدمش. فرداش دوباره همديگر رو ميبينن، اين دفعه رشتيه شاكي بوده. رفيقش ميپرسه چي شده، تو چرا ناراحتي؟ ميگه هيچي بابا اين زنه ما هواپيما خورده، خلبانشو انداخته زير تخت!!

رشتيه زنش حامله نميشده، ميندازدش بيرون ميگه: برو بيرون تا حامله نشدي برنگرد خونه!!


جوووووووووووک رشتی 2

 

به رشتيه ميگن به جون زن و بچه ات قسم بخور ميگه به جون رشت و حومه

 

رشتيه در خونش تابلو زده بود ورود افراد زير 18 سال ممنوع گفتن اين چيه گفت آووو ناموسه بچه بازي که نيست!!

 

 

مامور سر شماري مي ره دم خونه رشتيه مي گه شما چند نفريد زنه بيرونو نگاه مي کنه مي گه من مشکلي ندارم شما چند نفريد؟؟؟؟؟؟؟

 

يه روز يه رشتيه دعا ميکنه که حق به حق دار برسه صبح پاميشه ميبينه که هيچ کدوم از بچه هاش نيستش


***از زن رشتيه ميپرسن:شما موقع عشق بازي با شوهرتون صحبت مي كنين؟ميگه: اگه زنگ بزنه ، خب آره!!!!!!

 

*** از يه رشتيه ميپرسن: شما با چه سهميه‌اي وارد دانشگاه شدي؟ ميگه: بنده افتخار ميكنم گه فرزند سه تا شهيدم!!!

 

***  يه رشتي كاميون ميخره پشتش مينويسه رسواي عالم مادر

 

*** به رشتيه ميگن بچه داري؟ ميگه:والله من نه، ولي خانم داره.........

 

*** رشتي از زنش ميپرسه: تا حالا بغل چند نفر خوابيدي؟ زنش ميگه:يكي بغل تو،يكي بغل بابام، يكي بغل مامانم بغل بقيه تا صبح بيدار بودم

 


*** زن رشتيه شب عروسي مي‌پرسه: بلدي چي کار کني كه؟ رشتيه ميگه: آره منتظرم يکي بياد برم زير تــــخت


*** رشتيه به زنش ميگه عزيزم خوشحالم كه مادر شدي . زنش ميگه انشاا... يه روزيم تو پدر ميشي

 

*** از رشتيه ميپرسن: چه روزايي با زنت ...؟ ميگه: همه روزا بجز پنجشنبه و جمعه‌ها! ميپرسن چرا؟! ميگه: اووو! پنج‌شنبه جمعه اونقدر شلوغه كه ژتون گير خودمم نمياد!

 

*** بچه رشتيه به باباش ميگه چرا عکس لخت مامان رو گذاشتي رو صفحه کامپيوتر ؟ باباش ميگه هيسسسسسسسس... صداشو در نيار از اينترنت دانلودش کردم

 

*** زن يه رشتيه دير ميادخونه رشتيه غيرتي ميشه ميگه تا حالا كجا بودي؟ميگه يه مرده تو خيابون بهم تجاوز كرد رشتيه ميگه: ده دقيقه تجاوز بقيشو كجا بودي؟

*** رشتيه ميره عسلويه كار كنه، زنش ماهي 2 ميليون براش مي‌فرسته!

 

*** ميدونيد چرا کفش فروشي زنانه توي رشت کم هست؟آخه زناشون سال به دوازده ماه لنگاشون بالاس و زياد از کفشاشون استفاده نميکنن!

 

*** رشتيه به دوستش ميگه: زن گرفتم.دوستش ميگه: چه جوريه؟ ميگه: ناز، توپل، چشم آبي، سفيد، موهاش بولند، اصلا بيخيال خودت مي آيي ميـ..ني مي بيني!!!!

 

*** يه زن و شوهر رشتي بچه دار نمي شدن . درب خونه شون روي پارچه مي نويسند . هم اکنون نيازمند ياري سبزتان هستيم ؟ .....

 

***رشتيه بچه اش تازه زبون باز کرده بوده بهش ميگه : عزيزم بگو بابا بگو بابا!! بچه ميگه: اصغر آقا!!

 


*** رشتيا به روز پدر ميگن يوم الشک!!!

 

 

*** رشتيه و قزيونيه رو نصفه شب مست و خراب ميگيرن ميبرن منكرات. از قزوينيه ميپرسن: پدرسگ تو چي‌كاره‌اي؟! ميگه: من شاه قزوينم خوار همه تون رو هم ميـ...ام! از رشتي ميپرسن تو چي‌كاره‌اي؟! ميگه: منم پادشاه رشتم، خوار همه تون رو هم ميـ...ام! افسره مي‌بينه اين دوتا حالشون خيلي خرابه، اصلاً حاليشون نيست كجان، مي‌گه جفتشون رو بندازن تو يك سلول تا فردا خوارشونو بـ...ان! صبح كه ميشه مستي از سر جفتشون پريده بوده، اول قزوينيه رو ميارن واسه بازجويي، افسره همون اول يكي مي‌خوابونه زير گوشش بهش مي‌توپه: پدرسوخته! ديشب كه پادشاه بودي، حالا كي‌ هستي؟! قزوينيه ميزنه زير گريه، ميگه: بالام جان من كارگرم، بدبختم، حالا ديشب يه غلطي كرديم شما ببخش مارو. بعد نوبت رشتيه ميشه، افسره بهش مي‌توپه: ‌خوب تو چي‌كاره‌اي؟! رشتيه ميزنه زيرگريه، ميگه: والله ما تا ديشب پادشاه رشت بوديم، ولي از ديشب تا حالا ملكه قزوينيم!!!

 


*** تركه و رشتيه تو جهنم هم ديگه رو ميبينن. رشتيه به تركه ميگه: تو چه جوري مردي؟ تركه ميگه: والله من از سرما مردم، تو چه جوري مردي؟ رشتيه ميگه: ‌من از تعجب‌ مردم! تركه ميگه:‌ يعني چي؟ چطوري از تعجب مردي؟! رشتيه ميگه: والله من رفتم خونه، ديدم خانم لخت خوابيده رو تخت، زير تخت رونگاه كردم هيچكي نبود، تو كمد رو نگاه كردم،‌كسي نبود، تو حموم، تو انباري، ‌تو دستشويي، خلاصه همه جا رو نگاه كردم ولي هيچكي نبود. منم از تعجب سكته كردم مردم! تركه ميگه: خاك بر سرت! تو فريزر رو هم نگاه ميكردي، نه تواز تعجب ميمردي، نه من از سرما!!!

 

*** رشتيه ميخواسته خونشو بفروشه، داشته خونشو به يكي نشون مي داده،ميگه: اين اتاق دخترمه، دراتاق رو باز ميكنه ميگه: اين دخترمه، ميبينه يكي هم رو دخترشه، ميگه اينم دامادمه! بعد ميگه: اونم اتاق خواب خودمونه، در و باز ميكنه، ميگه: اين خانممه،... اينم منم!!!

 

*** رشتيه ميره خونه ميبينه يه يارو سبيل كلفته رو زنشه، ميگه: ببخشيد ‌آقا، شما؟‌ يارو ميگه: اكبر آقا سبيل كلفت، كاري داشتي؟! رشتيه ميگه: نه قربون، من غلط بكنم! روز بعد مياد ميبينه اين بار يك بچه سوسوله رو زنشه. ميگه: جناب شما؟ ميگه: من كاميم، كاري داشتين؟ رشتيه ميگه: والله من نه، ولي اگه اكبر آقا بشنوند ناراحت ميشند!!!

 

رشت زلزله مياد، رشتيه ميره بالاي سر جنازه زنش وميگه فقط ديوار روت نخوابيده بود كه اونم خوابيد


اس ام اس _ جوک _رشتی _ترک

 

اس ام اس _ جوک _رشتی _ترک

 تركه مادر پدرشو ميكشه، ازش مي‌پرسن: چرا اين بدبختا رو كشتي؟ ميگه: بعد از چهل سال به رابطه كثيفشون پي بردم

ـــــــــــــــ----------========== JOKE ==========----------ـــــــــــــــ

تركه داروخونه ميزنه،‌رو درش مي‌نويسه: فروش نوار بهداشتي با نصب در محل!

 

ـــــــــــــــ----------========== JOKE ==========----------ـــــــــــــــ

 به تركه ميگن: يه پستاندار پرنده نام ببر، ميگه: مهماندار هواپيما!

ـــــــــــــــ----------========== JOKE ==========----------ـــــــــــــــ

 

 رشتيه تركه رو ميبينه، بهش ميگه: بيچاره آبروت رفت! تركه ميگه:‌چرا،‌مگه چي‌شده؟ رشتيه ميگه: خانم ديشب تو جنده خونه ديده بودت                                           ـــــــــــــــ----------========== JOKE ==========----------ـــــــــــــــ

!

 تركه ميخواسته خبر شهادت يكي رو به پسرش بده، ميگه: پسرم پدرت كجاست؟ پسره ميگه: بابام جبهس. تركه ميگه:ااه... بيلاخ! مُرده!

ـــــــــــــــ----------========== JOKE ==========----------ـــــــــــــــ

به تركه ميگن با غضنفرجمله بساز،ميگه: آدم با باباي خودش هم جمله مي سازه؟!

 ـــــــــــــــ----------========== JOKE ==========----------ـــــــــــــــ

 تركه ميخواسته جلق زدن رو ترك كنه، چهار گوشه حموم رو ميبوسه مياد بيرون!

ـــــــــــــــ----------========== JOKE ==========----------ـــــــــــــــ

         تركه وايستاده بوده دم مدرسه دخترونه، يكي مياد بهش ميگه: ‌آقا واسه چي اينجا وايستادي؟ تركه ميگه: ‌وايستادم كه وايستادم، اصلاً به تخمم كه وايستادم!

ـــــــــــــــ----------========== JOKE ==========----------ـــــــــــــــ

     تركه خانوم بلند كرده بوده،‌نميدونسته چطور سر صحبت رو باز كنه. هرچي فكر مي‌كنه هيچي به نظرش نميرسه. يه كم پسته تو ماشين داشته، ميگيره جلو زنه، ميگه: جنده! پسته بخور!

ـــــــــــــــ----------========== JOKE ==========----------ـــــــــــــــ

    تركه ميره خواستگاري، دختره وقتي مياد چايي تعارف كنه تلنگش در ميره. ‌يه كم ميگذره تركه ميگه: ‌عروس خانم اگه نمي‌ريني اون قندون رو بده!

ـــــــــــــــ----------========== JOKE ==========----------ـــــــــــــــ

   تركه رو زمين يك كرست پيدا مي‌كنه، ميگه: اااه...! بي فرهنگا خودشو ميخورن، پوستشو ميندازن زمين!

ـــــــــــــــ----------========== JOKE ==========----------ـــــــــــــــ

 تركه ميره دكتر ميگه: آقاي دكتر تخمم درد ميكنه، دكتر دست ميزنه ميگه: الان چه احساسي داري؟ ميگه: دكتر جون دوست دارم ادامه بده!

ـــــــــــــــ----------========== JOKE ==========----------ـــــــــــــــ

تركه و لره ميرن مغازه ميگن :آقا نوشابه خانواده دارين؟صاحب مغازه ميگه:بعله. مي پرسن : به آدم مجرد هم ميدين؟!

ـــــــــــــــ----------========== JOKE ==========----------ـــــــــــــــ

به تركه ميگن چرا زن نميگيري؟ميگه آخه كسي زنش رو به من نميده

ـــــــــــــــ----------========== JOKE ==========----------ـــــــــــــــ

از تركه مي‌پرسن: از چه رنگي خوشت مياد؟ ميگه: از قهوه‌اي نوك ممه‌اي

ـــــــــــــــ----------========== JOKE ==========----------ـــــــــــــــ


انشا تکان دهنده یک دختر 10 ساله: می خواهم فاحشه بشوم

 

 

می خواهم فاحشه بشوم...


مسلما این موضوع انشاء برای هزارمین بار – اگر نه بیشتر – تکرار شده ، فقط برای اینکه

تغییری ایجاد بشود موضوع را این جوری پای تخته نوشتم " می خواهید در آینده چه کاره

بشوید . الگوی شما چه کسی است ؟ " و برایشان توضیح دادم الگو یعنی اینکه چه کسی باعث

شده شما تصمیم بگیرید این شغل را انتخاب کنید . انشاء ها هم تقریبا همان هایی هستند که

هزار ها بار تکرار شده اند ، با این تفاوت که چند تا شغل جدید به آن ها اضافه شده " مهندس

هوا و فضا " ، " پدرم می گوید الان ام وی ام بهترین رشته ی دنیا است و خیلی پول دارد –

منظورش MBA است " " دوست دارم مهندسی اتم بخوانم ولی پدرم دوست ندارد می گوید اگر

آشپزی بخوانم بیشتر به دردم می خورد " و ... .


ولی اعتراف می کنم از همه تکان دهنده تر این یکی است " می خواهم فاحشه بشوم " شاید

اولین باراست که یک دختر بچه ده ساله چنین شغلی را انتخاب کرده .


" خوب نمی دانم که فاحشه ها چه کار می کنند ... ( معلومه که نمی دانی ) ولی به نظرم شغل

خوبی است . خانم همسایه ما فاحشه است .این را مامان گفت . تا پارسال دلم می خواست مثل

مادرم پرستار بشوم . پدرم همیشه مخالف است . حتی مامان هم دیگر کار نمی کند .من هم

پشیمان شدم . شاید اگر مامان هم مثل خانم همسایه بشود بهتر باشد او همیشه مرتب است .

ناخن هایش لاک دارند و همیشه لباس های قشنگ می پوشد . ولی مامان همیشه معمولی است .

مامان خانم همسایه را دوست ندارد . بابا هم پیش مامان می گوید خانم خوبی نیست . ولی یک

بار که از مدرسه بر می گشتم بابا از خانه آن خانم بیرون آمد . گفت ازش سوال کاری داشته .

بابای من ساختمان می سازد . مهندس است . ازش پرسیدم یعنی فاحشه ها هم کارشان شبیه

مهندس های ساختمان است ؟ خانم همسایه هنوز دم در بود . فقط کله اش را می دیدم . بابا یکی

زد در گوشم ولی جوابم را نداد . من که نفهمیدم چرا کتکم زد . بعد من را فرستاد تو و در را

بست .


... من برای این دوست دارم فاحشه بشوم چون فکر می کنم آدم های مهمی هستند . مامان

همیشه می گوید که مردها به زن ها احترام نمی گذراند .ولی مرد ها همیشه به خانم همسایه

احترام می گذارند مثلا همین بابای من . زن ها هم همیشه با تعجب نگاهش می کنند ، شاید

حسودی شان می شود چون مامانم می گوید زنها خیلی به هم حسودی می کنند . خانم همسایه

خیلی آدم مهمی است . آدم های زیادی به خانه اش می آیند . همه شان مرد هستند . برای من

خیلی عجیب است که یک زن رئیس این همه مرد باشد . بعضی هایشان چند بار می آیند . بعضی

وقت ها هم این قدر سرش شلوغ است که جلسه هایش را آخر شب ها تو خانه اش برگزار می

کند . همکار هایش اینقدر دوستش دارند که برایش تولد گرفتند . من پشت در بودم که یکی از

آنها بهش گفت تولدت مبارک . بابا می خواست من را ببرد پارک ، بهش گفتم امروز تولد خانم

همسایه است . گفت می داند . آن روز من تصمیم گرفتم فاحشه بشوم چون بابا تولد مامان را

هیچ وقت یادش نمی ماند .


تازه خانم همسایه خیلی پول در می آورد . زود زود ماشین هایش را عوض می کند . فکر کنم

چند تا هم راننده داشته باشد که می آیند دنبالش . این ور و آن ور می برند .


من هنوز با مامان و بابا راجع به این موضوع صحبت نکردم . امیدوارم بابا مثل کار مامان با

کار من هم مخالفت نکند "

 


جوک داستان رشتی 2

 

*** رشتيه داشته واسه رفيقش تعريف ميكرده كهآره ديروز رفتم خونه ديدم يه جفت كفش دم دره، شك كردمرفتم جلوتر ديدم يه لباس مردونه هم افتاده رو زمين، بيشتر شك كردمرفيقش مي پرسهخوب بعد چي شد؟ ميگه:هيچي ‌رفتم جلوتر، ديدم يكي از لباساي خانم هم افتاده رو زمين، بدجوري شك كردمرفيقش ميگهخوب؟ميگهرفتم در اتاق خواب رو باز كردم... رفيقش ميگهخوب؟!‌ رشتيه ميگههيچي شكم برطرف شد!!!


جوک داستان رشتی 1

 

دختر رشتيه يه دوست پسر داشته هر شب ميومده خونشون ترتيب دختر رو ميدادهخونه دختره اين جور بوده كه از دم پنجره اول دختره ميخوابيده بعد برادره، بعد مادره، آخر هم رشتيهپسره هم هر شب از پنجره ميومده همون اول ترتيب دختره رو ميداده و ميرفتهيه شب رشتيه با زنش دعواش ميشه، زنه قهر مي كنه مياد كنار پنجره ميخوابهشب طبق معمول، پسره از پنجره مياد تو، همون اول ميپره رو زنه و شروع ميكنه به کار خير، يه دفعه ميبينه، اِهاين كه دختره نيستدر مياره و ميپره رو دخترهرشتيه پاميشه به پسرش ميگهبابا جان بدو در ريم، يه يارو اومده از اون جلو همينجور داره ترتيب همه رو مياد جلو!!!


جوککککککککککککک رشتی


*** 
آخرين خبر در رشت:فرزندان تك پدر از خدمت معاف شدند ...

 

*** رشتيا به روز پدر ميگن يوم الشک!!!

ميدونيد چرا کفش فروشي زنانه توي رشت کم هست؟آخه زناشون سال به دوازده ماه لنگاشون بالاس و زياد از کفشاشون استفاده نميکنن

 

يه زن و شوهر رشتي بچه دار نمي شدن درب خونه شون روي پارچه مي نويسند هم اکنون نيازمند ياري سبزتان هستم

زن يه رشتيه دير ميادخونه رشتيه غيرتي ميشه ميگه تا حالا كجا بودي؟ميگه يه مرده تو خيابون بهم تجاوز كرد رشتيه ميگهده دقيقه تجاوز بقيشو كجا بودي؟

 

بچه رشتيه به باباش ميگه چرا عکس لخت مامان رو گذاشتي رو صفحه کامپيوتر ؟ باباش ميگه هيسسسسسسسس... صداشو در نيار از اينترنت دانلودش کردم

رشتيه ميره عسلويه كار كنه، زنش ماهي ميليون براش مي‌فر سته رشتيه بچش زشت در مياد ميره تو محل دعوا


زن رشتيه شب عروسي مي‌پرسهبلدي چي کار کني كه؟ رشتيه ميگهآره منتظرم يکي بياد برم زير تــــخت


رشتيه به زنش ميگه عزيزم خوشحالم كه مادر شدي زنش ميگه انشاا... يه روزيم تو پدر ميشي

توي رشت زلزله مياد رشتيه دوازده روز مي گرده تا زنشو پيدا کنه !....آخه نمي دونسته زير کدوم آوار بايد دنبالش بگرده!!!!!

رشتيه صبح از خواب پا مي شه ميبينه چهار تا آجر زيرش گذاشتن زنشو بردن!!!

رشتيه بچه دار نمي شد محلشون رو عوض مي کنه!

از رشتيه ميپرسنچه روزايي با زنت ...؟ ميگههمه روزا بجز پنجشنبه و جمعه‌هاميپرسن چرا؟ميگهاوووپنج‌شنبه جمعه اونقدر شلوغه كه ژتون گير خودمم نمياد

 

رشتي از زنش ميپرسهتا حالا بغل چند نفر خوابيدي؟ زنش ميگه:يكي بغل تو،يكي بغل بابام، يكي بغل مامانم بغل بقيه تا صبح بيدار بودم


جوک و اس ام اس رشتیییییییی

رشتيه گفتن خانومتو ديديم توو ماکسيماي يه مرد غريبه که صدو شصت - 120 تا ميرفتن ...رشتيهاين که چيزي نيست که ماکسيما بيشتر از اينا هم ميره

رشت زلزله مياد، رشتيه ميره بالاي سر جنازه زنش وميگه فقط ديوار روت نخوابيده بود كه اونم خوابيد!

به رشتيه ميگن به جون زن و بچه ات قسم بخور ميگه به جون رشت و حومه

رشتيه در خونش تابلو زده بود ورود افراد زير 18 سال ممنوع گفتن اين چيه گفت آووو ناموسه بچه بازي که نيست!!

رشتي نصفه شب بلند ميشه آب مي خوره م يگهسلام بر حسين يه نفر از زير تخت ميگه

سلام عباس آقا

مامور سر شماري مي ره دم خونه رشتيه مي گه شما چند نفريد زنه بيرونو نگاه مي کنه مي گه من مشکلي ندارم شما چند نفريد؟؟؟؟؟؟؟

يه روز يه رشتيه دعا ميکنه که حق به حق دار برسه صبح پاميشه ميبينه که هيچ کدوم از بچه هاش نيستش

 

*** رشتيه ميره خونه ميبينه يه يارو سبيل كلفته رو زنشه، ميگهببخشيد ‌آقا، شما؟‌ يارو ميگهاكبر آقا سبيل كلفت، كاري داشتي؟رشتيه ميگهنه قربون، من غلط بكنمروز بعد مياد ميبينه اين بار يك بچه سوسوله رو زنشهميگه:جناب شما؟ ميگهمن كاميم، كاري داشتين؟ رشتيه ميگهوالله من نه، ولي اگه اكبر آقا بشنوند ناراحت ميشند!!!

 

*** رشتيه ميخواسته خونشو بفروشه، داشته خونشو به يكي نشون مي داده،ميگهاين اتاق دخترمه، دراتاق رو باز ميكنه ميگهاين دخترمه، ميبينه يكي هم رو دخترشه، ميگه اينم دامادمهبعد ميگهاونم اتاق خواب خودمونه، در و باز ميكنه، ميگهاين خانممه،... اينم منم!!!

تركه و رشتيه تو جهنم هم ديگه رو ميبيننرشتيه به تركه ميگهتو چه جوري مردي؟ تركه ميگه:والله من از سرما مردم، تو چه جوري مردي؟ رشتيه ميگه‌من از تعجب‌ مردمتركه ميگه:‌ يعني چي؟ چطوري از تعجب مردي؟رشتيه ميگهوالله من رفتم خونه، ديدم خانم لخت خوابيده رو تخت، زير تخت رونگاه كردم هيچكي نبود، تو كمد رو نگاه كردم،كسي نبود، تو حموم، تو انباري، ‌تو دستشويي، خلاصه همه جا رو نگاه كردم ولي هيچكي نبودمنم از تعجب سكته كردم مردمتركه ميگهخاك بر سرتتو فريزر رو هم نگاه ميكردي، نه تواز تعجب ميمردي، نه من از سرما!!!

رشتيه شب از خواب پاميشه، پاهايي كه از لحاف اومده بيرون رو ميشماره،‌ ميبينه شيش تاس!هول ميشه، پاهاي خودش رو جمع ميكنه،‌ دوباره ميشمره،‌ بعد با خيال راحت ميخوابه!!!

رشتيه و زنش تو خيابون راه ميرفتن يه دفعه يه موتور سواره از كنارشون ميگذرهرشتيه ميگه:كاشكي منم يه موتور داشتمموتور سواره ميشنوه، ميگهدادش اگه ميخواي بيا يه دور بزن.رشتيه خيلي حال مي‌كنه، موتور يارو رو مي‌گيره يك دور ميزنه، بعد مياد مي‌بينه مرده داره با زنش صحبت ميكنه، ‌با خودش ميگه‌خوبه تا اينا دارن با هم لاس ميزنن من يه دور ديگه بزنم!!!

 

*** رشتيه به دوستش ميگهزن گرفتم.دوستش ميگهچه جوريه؟ ميگهناز، توپل، چشم آبي، سفيد، موهاش بولند، اصلا بيخيال خودت مي آيي ميـ..ني مي بيني!!!!

 

رفيق رشتيه مياد خونش مهمونيوارد اتاق كه ميشه، ميبينه يه تفنگ به ديوار آويزونهمي پرسهاين واسه چيه؟ رشتيه ميگهواسه حفظ ناموسخلاصه يارو حساب كار خودشو مي كنهشب رديف تو اتاق خوابيده بودند، زنه ميگه: {با خروپف}تفنگ خرابهدخترش ميگه: {خروپففشنگ ندارهرشتيه ميگهمنم كه خوابم!!!

رشتيه ميره خونه ميبينه زنش با يك نره خري مشغولنديارو تا رشتيه رو مي بينه مي زنه به چاك و با آخرين سرعتش مي دوه در مي رهرشتيه هم تا اون ور مازندران فحش ميده و دنبالش ميكنه.آخر يارو مي رسه لب يك پرتگاه، ديگه هيچ راه فراري نداشته، ‌رشتيه هم همين جور عصباني داشته دنبالش ميومدهمرده ميگهغلط كردمتوروخدا منو نكشرشتيه ميگههيساول اون دمپايي هاي منو بده!!

 

*** رشتيه به زنش مشكوك بوده، يك بار بايد ميرفته مسافرت، زير تخت خانم يك سطل ماست ميگذاره و يك گوشكوب هم ميبنده به زير تخت، تا اگه بيشتر از يك نفر رو تخت خوابيدن گوشت كوبه بياد پايين وماستي شهخلاصه ميره سفر و چهار روز بعد برميگرده ميبينه ماسته دوغ شده

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 23:45  توسط علیزا Aliza  |